علیرضا داوودنژاد: فیلم های 100 ثانیه ای سخت ترین نوع فیلمسازی به حساب می آید

فیلمی که در صد ثانیه هم دارای موضوع باشد و در عین واحد موضوع آن ساختار، ریتم، سرعت، قاب بندی خوب، دکوپاژ، میزانسن و نور خوب را در خود داشته باشد سخت ترین نوع فیلم است که می شود ساخت

علیرضا داوود نژاد(کارگردان سینما و تلویزیون)// سینما مثل یک موجود زنده است که پروسه تولد، رشد، بلوغ و حتی پیری و مرگ را دارد. از فیلم مستند شروع می شود و به فیلم نیمه مستند و فیلم مستند داستانی و بالاخره فیلم داستانی کوتاه و فیلم سینمایی می رسد؛ اصولاً سینما به عنوان یک پدیده اجتماعی در صورتی مرگش به تأخیر می افتد که امکان رشد بالا و توسعه زیاد می یابد و عمری طولانی پیدا می کند. در مملکتی که فیلم مستند رایج باشد ما با آن محیطی که قرار است از پشت دوربین با آن رابطه بر قرار کنیم از پشت لنز به طور زنده می بینیم و این می تواند فوق العاده الهام بخش باشد. هم از لحاظ موضوع و هم از لحاظ اجرای سینمایی؛ زمانی که فیلم مستند زیاد ساخته می شود، یک بستر غنی فراهم می شود و ما زندگی واقعی را که قرار است با آن کار کنیم، در قالب دوربین و به طور زنده جلوی خود می بینیم و می توانیم از آن آموزش بگیریم؛ به خصوص برای بازسازی زنده زبان حال ساده که این متریال فیلم مستند است.

با فیلم مستند می شود این را تمرین کرد که ما آیا توانایی این را داریم آنچه را که پیش روی دوربین و بدون دخالت ما اتفاق می افتد(و ما فقط به عنوان ضبط کننده روبه روی آن قرار گرفته ایم) بازسازی کنیم؟ قدم و پروسه بعدی فیلم نیمه مستند است که از لحاظ هنری بخش های باز سازی شده یا نشده، یکدست باشد و یکپارچه به نظر بیاید.

آن گاه ما تازه به این قابلیت دست پیدا می کنیم که آنچه را که در اطرافمان می گذرد، بازسازی کنیم و حالا می توانیم وارد فیلم کوتاه داستانی شویم، یعنی بیائیم آنچه در اطرافمان می گذرد، به خاطر بسپاریم و باز سازی آن را تجربه کنیم، در قالب یک قصه کوتاه به صورت یک فیلم کوتاه در بیاوریم و وقتی موفق شدیم که یک فیلم کوتاه بسازیم( که آن باور پذیری و تأثیر گذاری واقعیت در فیلم مستند را دارد) این امتیاز را می توانیم برای خود قائل شویم که وارد حوزه سینمای حرفه ای برای فیلم داستانی شدیم، در واقع این ها هم به طور تک به تک، می توانند دارای حوزه های حرفه ای باشند و هم به طور مجزا دارای حوزه های حرفه ای باشند، یعنی یک نفر می تواند همه عمرش را در ساخت یک فیلم مستند بگذراند و یک گنجینه عظیم از مواد خام برای سینمای داستانی به جا بگذارد و در حقیقت، هر کدام از این حوزه ها می توانند به طور مستقل حوزه های حرفه ای باشند و در پیوند با همدیگر، در پروسه اجتماعی بتوانند به عنوان تکامل بخش زنجیره ای از مهارت ها، دانش ها و تخصص ها با هم، در کنار هم و در امتداد هم، آن ذوقی را که لازمه پرداخت یک اثر حرفه ای سینمایی است، بسازند بنا براین، در حوزه های ویژه و خاص خودشان ابعاد حرفه ای پیدا کنند و زنجیروار مسیر شکل گیری یک سینمای حرفه ای داستان گو و موفق را ( که مؤلفه هایش را از متن محیطی که در آن تولید می شود، اخذ کرده است) فراهم کنند.

در خصوص فیلم 100 ثانیه ای که نوعی فیلم کوتاه محسوب می شود و در قالب یک جشنواره مستقل هم برگزار می شود باید گفت که فیلم های صد ثانیه ای که در این جشنواره مد نظر است ، سخت ترین نوع فیلم است که می شود ساخت. فیلمی که در صد ثانیه دارای موضوع باشد و این موضوع دارای ساختار، ریتم، سرعت، قاب بندی خوب، دکوپاژ، میزانسن و نور خوب است.

 من دو جور فیلم کوتاه صد ثانیه ای را می توانم تصور کنم که رویم اثر می گذارد، یک فیلم صد ثانیه ای که با همه تعاریفی که گفته شد با آدم ها و میزانسن های شکیل و دکوپاژ ها و قاب های خوب و ریتم و سرعت همراه باشد و در نهایت ساختار سینمایی صوتی و بصری مطلوب داشته باشد و یا اینکه می توانم یک فیلم کوتاه صد ثانیه ای در ذهن خود تصور کنم که نمی دانم چیست و آن را یک آدمی ساخته که اصلاً کاری به این چیزها نداشته و اثری است که روی من می تواند اثر گذار باشد.

در این مورد من نمی توانم نسخه ای را تعیین کنم اما ما در مورد قواعد صحبت می کنیم نه استثنائات؛ داشتن دانش، مهارت و ذوق برای کار کردن یک اثر، می تواند تأثیرات مثبت و سازنده ای را به جای بگذارد و این چیزی است که من تا به امروز فهمیده ام.

البته فیلمسازان باید همه این نکاتی که گفته شد را در نظر بگیرند و فراموش نکنند که موفقیت آن ها درگرو انجام این است که همه مؤلفه هایی که یک اثر سینمایی باید داشته باشد، بتوانند در یک اثر صد ثانیه ای جای دهند؛ اما در کل همه این مسائلی که تا به امروز آموخته ایم- و آنچه مسلم است که آنچه چیزهایی مانده که نیاموخته ایم- به عنوان مشخصه های  آشنا و شناخته شده، گاه ممکن است در یک اثری وجود نداشته باشد ولی آن اثر به شکل مؤثری تأثیر گذار و سینمایی از کار درآید. همیشه استثنا ممکن است اما توصیه من این است که جوان ترها قواعد شناخته شده سینمایی را از اول بشناسند و اگر قرار است تغییری در ماهیت آن دهند، آن قدم بعدی آن ها باشد. بتهوون هم عقیده دارد: ما باید تمام قواعد موسیقی را به خوبی بلد باشیم تا بتوانیم با مهارت آن ها را زیر پا بگذاریم.